ساتیا جیت رای،فیلمسازی غریزی

اخبار هنری : حبیب باوی ساجد:بی گمان جهان سینما که جای خود، جهان بی ساتیا جیت رای چیزی کم داشت؛ خاصه شرق.

هرگاه سراغ فیلم های جیت رای می روم(که به دفعات فیلم هایش رابازنگری کردم) چیزهای نو در آنها پیدا می کنم وشگفتا که این چیزها نیاز بیش از پیش سینمای ما، خاصه دراین سامان وخاصه «سینمای مردم شناسی قومی» است.‌ساتیاجیت رای از سه گانه «آپو» تا «اتاق موسیقی» و«زن تنها» و«رعد دوردست» بشدت برسادگی سهل و ممتنع تأکید دارد؛ بازی بازیگرانش(که درمیان آنها برخی نابازیگر هستند) در نگاه نخست به چشم نمی خورد، اما بعد آرام آرام شمایل آدم های فیلم های جیت رای به واسطه اجرای همین بازیگران درون مخاطب رخنه می کنند.فیلم های جیت رای در کارگردانی از یک جور بدویت و فیلمسازی غریزی برخوردار هستند که همین فیلم هایش را ازاصالت برخوردار کرده است. حرکت های دوربین جیت رای گاهی ابتدایی به چشم می آید (این امر را البته باید بگذاریم به حساب عدم امکانات فیلمسازی آن دوران که مثلأ برای یک نمای کرین مجبور شدند از یک جرثقیل سنگین استفاده کنند که در حمل و نقل آن، یک نفرکشته شد و یک نفر دیگر نقص عضو)، اما نمی دانم چرا این اجرا را بشدت مناسب حال و هوای فیلم های جیت رای می دانم.جیت رای بی شک سنگ بنای سینمای نخبه گرای هند/ بنگال را بنانهاد.او با فیلم هایش کار مهم دیگری را هم انجام داد که همانا ترویج زبان بنگالی است؛ همان کاری که در شکل وسیع وغایی؛ اینگماربرگمان با زبان سوئدی کرد.جیت رای خیلی خوب توسط خلوت آدم ها به تصویر جان می دهد. در فیلم «زن تنها» ۱۰ دقیقه آغازین فیلم بدون دیالوگ و با تکیه برتنهایی زن فوق العاده اجرا شده است.درهمین فیلم«رعد دوردست» تنهایی زن، مرد وحتی مرد بدچهره جزامی شکل، عالی است.تأثیر جنگ جهانی برهند و متحول شدن روستا و روستائیان سرشار از زندگی به روستا و روستائیان فقرزده واندوهگین و بی پناه، درکنار اجرای صمیمی فیلم، شهادتی است بر روز وروزگار جیت رای. او آگاهانه در این فیلم ازغلتیدن درتصویری اگزوتیک پرهیزمی کند.فیلم های جیت رای به گمانم خوب است برای هنرجویان سینما وبه ویژه درسینمای جوان وخاصه برای فیلمسازان شهرهای محروم نمایش داده شوند، چرا که متأسفانه به کرات دیده ام فیلم های روز هالیوودی را برای هنرجویان نمایش می دهند!چند بارکه درجریان آزمون کلاس های آموزشی برخی دفاتر سینمای جوان کشور قرار گرفتم، متوجه شدم هنرجویان مطلقا جیت رای،سهراب شهید ثالث،حتی کیارستمی را هم نمی شناسند!!قرار بود پیش ازکرونا کارگاه آموزشی سینما در یک کشورعربی برگزار کنم و پیشنهادم این بود فیلم های جیت رای را بازبینی کنیم، چرا که عمیقأ باور دارم کسی که با فیلم های ساتیا جیت رای آشنایی پیدا کند، نمی تواند باری به هر جهت فیلم بسازد. همان فیلمسازی که آکیرا کوروساوا درباره اش گفت :«پس از مرگ ساتیا جیت رای بسیار اندوهگین شدم تا اینکه فیلم های عباس کیارستمی را دیدم و خوشحال شدم که راه جیت رای ادامه دارد». همان فیلمسازی که وقتی فیلم «گاو» ساخته داریوش مهرجویی درجشنواره کن به نمایش در آمد، برخی رسانه ها نوشتند :«یک فیلم ساتیاجیت رای ایرانی»!

سید رضا اورنگ 

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید