شمشیرکشی به خاطر تمجید از عباس کیارستمی!

Mandatory Credit: Photo by Camilla Morandi/REX/Shutterstock (2297402i) Abbas Kiarostami 'Like Someone in Love' film photocall, Rome, Italy - 16 Apr 2013

اخبار هنری : مطلبی نوشته و منتشر کردم درباره عباس کیارستمی،کارگردانی که متعهد بود به راهی که برای ادامه فعالیت هنری انتخاب کرده،اما مانند همیشه به مذاق عده ای خوش نیامده و حس حسادت شان تحریک شده!
عقد اخوت با هیچ کارگردان،تهیه کننده،بازیگر و دیگر دست اندرکاران سینما و تلویزیون نبسته و نخواهم بست.همیشه آنچه را که باور داشته ام،نوشته و منتشر کرده ام،تمهید و تهدید نیز بر اراده ام تاثیر نداشته و نخواهد داشت.همچنان حق مطلب را آن گونه که هست ادا خواهم کرد، تابع دیگران نشده و تسلیم کسی یا جایی نیز نشده و نخواهم شد.
زنده یادان،عباس کیارستمی،علی حاتمی و رسول ملاقلی پور،فیلمسازانی بوده اند که درباره آنان نوشته و خواهم نوشت،چه به مذاق کسی یا جایی خوش بیاید یا نیاید.این سه هنرمند یک نقطه اشتراک با یکدیگر دارند،آن هم این است که اهل ادا بازی نبوده و به راهی که انتخاب کرده بودند اعتقاد داشته و تا آخر ادامه دادند.هر کدام از این سه فیلمساز دیدگاه مختلفی در سینما داشتند که با یکدیگر کاملا متفاوت بود،اما عشق به انسان و ایران در آینه وجودشان جلوه گر بود.
هرچند این کارگردانان صاحب سبک دارای دشمنان ویژه ای بودند،اما دشمنان کیارستمی را دو دسته خاص تشکیل می دادند،عده ای ریش بر صورت نهاده و گروهی ریش از چهره سترده!هم برخی از آنانی که عرق مذهبی را فریاد می زدند و هم بعضی از کسانی که بر طبل بی خدایی و غربزدگی می کوبیدند و می کوبند،معاند این سه نفر بودند و هستند!همیشه نقطه اشتراک این دو گروه به ظاهر متضاد، در دشمنی با کیارستمی برایم سوال بود،شاید برای برخی سوال نبود و حتی به آن فکر هم نمی کردند،اما برای من مهم بود و سرانجام جواب را نیز دریافتم.آنچه من یافتم و به آن باور پیدا کردم،این بود که منتقدان و دشمنان این سه فیلمساز،همیشه و در تمام عمر،آرزو داشتند مانند آنان فیلم بسازند،اما نتوانستند و نمی توانند،می دانید چرا؟چون نیت شان درست نبود و نیست!
هر کجا که دعوت شدم و هر جا که حضور پیدا کردم از این سه فیلمساز تاثیر گذار بر سینمای ایران گفته ام،اگر باز هم پیش بیاید،دوباره خواهم گفت.
پس از درگذشت ناگهانی علی حاتمی،فیلم هایی که بوی ایران و فرهنگ آن را می دادند،دیگر در سینمای ایران ساخته نشدند،اگر کسانی هم مبادرت به این کار کردند،هرگز موفق نشدند.
سال ها از فوت غریبانه رسول ملاقلی پور می گذرد،پس از درگذشت او سینمای دفاع مقدس نیز رنگ باخت و دیگر کسی نتوانست مخاطبان فیلم های جنگی را به سالن های سینما بکشاند.
عباس کیارستمی پس از آن دو هنرمند با سرنوشت عجیبی فوت کرد،اما تلاش برخی فیلمسازها برای ساختن فیلم هایی با رنگ و بوی آثار کیارستمی،به جایی نرسید و فیلم های نواندیش این هنرمند نیز همتا نیافتند.
هیچ وقت ناراحت نشده و نمی شوم،اگر به خاطر تعریف و تمجید از این سه فیلمساز دغدغه مند،توسط دوستان یا دشمنان مورد هجوم قرار بگیرم،من کار خود را انجام داده و می دهم،آنان نیز کار خود را انجام داده و بدهند.هرگز هم متعرض کسی نشده ام و نمی شوم که چرا از فیلمسازی تعریف کرده یا به او تاخته است،زیرا یا باور وی چنین بوده و هست یا توسط کسی یا جایی حمایت مالی و غیره شده و می شود!هر کدام از این دو مورد هم که باشد،برایم فرقی نداشته و اعتراضی نکرده و نمی کنم. شمشیرکشیدن روی من یا دیگران، به خاطر تمجید از عباس کیارستمی بی فایده است،چون نه از زخم شمشیر هراسی داریم و نه زخم زبان و قلم ما را می آزارد.

 

جوایز عباس کیارستمی در ویترین جای شد،عظمت استاد نیز جای می شود؟!

زنده یاد عباس کیارستمی،فیلمسازی یگانه در سینمای ایران است که همتا نداشته و ندارد.بسیاری خواسته اند کورکورانه جا پای او گذاشته و برای خود کسب نان و نام کنند،اما هرگز نتوانسته و نمی توانند.
کیارستمی،نه قابل مقایسه با فیلمساز دیگری است و نه کسی می تواند مقلد آثار او باشد،زیرا آنچه در آثار این کارگردان بزرگ دیده می شود،روح اثر است،نه ظاهر آن.برای همین عده ای فقط ظاهر را دیده و ظاهر سازی می کنند،اما هرگز پی به عمق وجود کیارستمی و آثارش نبرده و نمی برند.
عباس کیارستمی متخصص سینما بود و ابزار آن را به خوبی می شناخت،اما راز موفقیت او در تکنیک نبود،در معنا بود،چون با دلش و تمام وجودش فیلم می ساخت و اگر حرفی برای گفتن نداشت ،فیلم نمی ساخت.این راز موفقیت روز افزون او بود که نامش را در جهان و ایران ماندگار کرد.
این هنرمند در سینمای ایران بسیار دشمن و مخالف داشت،حتی آنانی که به عنوان دوستان دشمن نما در کنارش بودند،بیش از همه در خفا از او بد گفتند و عمل کردند.از وی بد گفتند و فیلم هایش را تحقیر کردند، اما در عزایش برای حفظ ظاهر،گریبان دریدند، بر سر و سینه زدند ، اشک تمساح ریخته و فریاد ریایی سر دادند!
عباس کیارستمی از سینماگرانی بود که هرگز تابع جو نشد و به راهی که از اول انتخاب کرده بود ادامه داد،هیچ گاه تغییر رویه نداد و فیلم هایی نساخت که تعلقی به آنها نداشت،حتی جوایز بیشمار او را مغرور نکرد تا از راه خویش منحرف شود.از اولین فیلم کوتاهی که ساخت،راه خود را در سینما پیدا کرده و در همان مسیر تا لحظه حیات ادامه داد.
کمتر دیده و شنیده شد که از تقدیر کنندگان آثارش ستایش کرده و بر منتقدان فیلم هایش بتازد،همه را می دید و می خواند،اگر نکته مثبتی به چشمش می خورد،به کار می بست،اما هرگز تحت تاثیر تجلیل ها و تحقیرها قرار نگرفت.
بسیاری خواستند تا وی را از اوج قله به زیر بکشند،اما نتوانستند،همچنان که امثال بیضایی را نتوانسته و نمی توانند.محدودیت برای آنان ایجاد کردند،اما با تلاش مذبوحانه ای که مدام انجام دادند،هرگز نتوانستند از بزرگی شان بکاهند،زیرا آنان سیمرغ باشکوه بودند و دشمنان مگسانی مزاحم و ناچیز!
چند نفر مقابل استاد عباس کیارستمی زانوی تلمذ بر زمین زدند؟چند نفر آموختند؟هیچ!آنانی که خود را به دروغ شاگرد و پیروی وی می دانستند و می دانند،هرگز چیزی از استاد نیاموختند!
آنانی که دم از کیارستمی می زنند و خود را شاگرد او می دانند،خودشان بهتر از هرکسی می دانند که دروغ گفته و می گویند،زیرا فقط برای سوء استفاده از نام استاد می خواستند برای خود جایگاهی در سینما بیابند که نیافتند و نمی یابند،برای اینکه، نه ستعداد آن را داشته و دارند و نه تزکیه نفس کرده اند!
اگر استاد کیارستمی،حتی یک شاگرد و مرید واقعی نیز داشت،اکنون کسی وجود داشت که به درستی، راه او را لااقل در سطح پایین تر ادامه دهد.
تمام کسانی که ادعا دارند راه این استاد بزرگ را می روند،ریاکاران بزرگی هستند و فقط ادا در می آورند تا به چشم بیایند که باز نمی آیند،چون سایه استاد بر سرشان سنگینی کرده و زمینگیرشان می کند.
جوایز استاد در ویترین جای گرفتند و در معرض دید قرار داده شدند،اما عظمت کیارستمی نیز در قفس ویترین های پر زرق و برق جای می شود؟!
سیدرضااورنگ

سیدرضااورنگ

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید