ما از شرم سر خود را به زیر انداخته ایم،مدیران صداوسیما چطور؟!

اخبار هنری : کپی کاری های مداوم تهیه کنندگان کارنابلد از روی سریال ها ،مسابقات و برنامه های کشورهای بیگانه و تایید کار آنان توسط مدیران ناآگاه و کم سواد تلویزیون ،باعث شرمندگی است،ما سر خود را از شرم پایین انداخته ایم،مدیران صداوسیما چطور؟ فکر نمی کنیم چنین باشد،اگر خجالت زده بودند محال بود اجازه چنین کپی کاری های زشت و ضعیفی را بدهند. تهیه کنندگان چنین برنامه ها و سریال هایی واقعا می توانند جلوی مخاطب سر خود را بلند کرده یا به چهره خویش در آینه بنگرند؟
ایرانی جماعت همیشه صاحب خلاقیت بوده و هست که بسیاری از ممالک دنیا از این نعمت استفاده کرده و می کنند،حال چرا باید کشوری که مهد ابتکار و خلاقیت است از بیگانگان تقلید کرده و از روی دست آنان کپی کند؟!
به عنوان یک ایرانی بسیار خجالت زده ایم که باید برنامه ها،مسابقات و سریال هایی که کپی های دم دستی از نوع خارجی هستند را به تماشا بنشینیم،نمی نشینیم،چون باید مدام عرق شرم از جبین غیرت بر زمین بچکانیم!
تهیه کنندگان مسابقه «سیم آخر» و برنامه «زوجی نو» چطور به خود اجازه داده اند چنین مسابقه و برنامه کپی شده و ضعیفی را تولید کرده و روی آنتن بفرستند؟وقتی در وجودشان ابتکار و خلاقیتی نیست،چرا خود را تهیه کننده می نامند؟تهیه کننده نفر اول کار است و اولین فاکتوری که باید داشته باشد خلاقیت و ابتکار است.
در دهه ۶۰ که کشور در بدترین وضعیت خود بود،این همه سریال،مسابقه و برنامه بکر در تلویزیون تولید و پخش می شد،آن هم با آن بودجه کم و امکانات محدود.اگر آنان تهیه کننده بودند و هستند،شما چکاره اید که باید مدام در صداوسیما برنامه سازی کنید؟!
وقتی مدیران تلویزیون،سواد کافی برای اداره شبکه ها و بخش ها را نداشته باشند،اولین کاری که می کنند طرد تهیه کنندگان، کارگردانان، نویسندگان و دیگر عوامل با تجربه و کاربلد است تا مقابل آنان کم نیاورند.سپس یا آشنایان خود را وارد عرصه برنامه سازی و سریال سازی می کنند یا افرادی که سطح سوادشان از آنان پایین تر باشد.
دهه ۶۰ هنرمندانی در تلویزیون فعال بودند که دوره های مختلف را سپری کرده،سپس مقابل با تجربه ها زانوی تلمذ بر زمین زده بعد اقدام به سریال سازی و برنامه سازی کرده بودند.مانند برخی از کسانی که الان در صداوسیما مشغول به کار هستند،یک شبه با زور پارتی وارد این حرفه نشده بودند،به همین دلیل آنان کاربلد بودند و اینان کارنابلد.
آنان به رگ غیرت شان برمی خورد از روی دست اجانب کپی کنند.به خاطر همین همواره دنبال طرحی نو بودند تا کاری کارستان انجام دهند که اکثرا چنین کردند.
این همه تهیه کنندگان خودخوانده در تلویزیون فعالیت می کنند،اما اگر همه آنان را جمع کنید،به اندازه یک ناخن انگشت کوچک تهیه کنندگان قدیمی توانایی و ابتکار ندارند.این ادعای ما نیست،کیفیت برنامه ها و سریال های تلویزیون این تفاوت آشکار را فریاد می زنند.
مدیران صداوسیما دم به دم شعار مقابله با تهاجم فرهنگی سر می دهند و بر طبل آن می کوبند،خود را نیز در خاکریز اول این مبارزه قرار داده اند.رییس و مدیران ریز و درشت صدا و سیما پاسخ بدهند تا ما نیز از سواد آنان استفاده کنیم:آیا کپی کاری های کم ارزش از روی دست اجانب،تسلیم فرهنگی است یا مقابله فرهنگی؟! کپی کاری مهم ترین سلاح مقابله با تهاجم فرهنگی است،آن هم در خاکریز اول این مبارزه؟!
چرا افراد کاربلد و توانایی را که از تلویزیون فراری داده اید را به خانه خودشان برنمی گردانید تا با خلاقیت خویش،هم از ریزش مداوم مخاطب برنامه ها و سریال ها بکاهند و هم جلوی کپی کاری های ناشیانه را بگیرند؟
برخی از تهیه کنندگان متاسفانه از ناآگاهی و کم سوادی بعضی از مدیران تلویزیون سوءاستفاده کرده و کارهای کپی شده را به آنان با برآورد بالا تحمیل می کنند.
بعضی از مدیران نیز دیده شده که خودشان به تهیه کنندگان پیشنهاد کپی کاری می دهند.
با کمال تاسف باید گفت، امروزه در صداوسیما تا تهیه کننده ای پرچم اسپانسر را در دست گرفته و در هوای تلویزیون می چرخاند،مدیران برای اینکه کسب درآمد کنند،سریع فریفته ترقص این پرچم شده و سر تسلیم مقابل آن فرود می آورند!
تا زمانی که اوضاع چنین باشد،وضعیت تلویزیون نیز چنین خواهد بود و بدتر هم خواهد شد.
چرا مدیران به حرف دلسوزان گوش نمی دهند؟چرا از آنان مشورت نمی خواهند؟ تا کی می خواهند به این وضعیت اسفبار ادامه دهند؟!
مخاطبان چه گناهی کرده اند که باید در آتش این ندانم کاری ها بسوزند؟

سیدرضااورنگ

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید