فراستی در نقد “متری شش و نیم” : روستایی قدم بزرگی برداشته است

نقد فیلم متری شیش و نیم

اخبار هنری :

مسعود فراستی: من در سینمای ایران چنین پلیسی را به یاد ندارم که قابل مقایسه با پلیس‌های سینمای دنیا باشد/ با اینکه ۲۰ دقیقه از فیلم حذف شده، ولی معلوم است که روستایی یک قدم رو به جلوی بزرگ برداشته است!

فکر می‌کنم که مستقل از فیلم اول روستایی (ابد و یک روز)، فیلمساز اینجا چند کار موفق انجام داده است. اول اینکه دوربین فیلم، مخاطب را با خود همراه می‌کند. دوییدن اول فیلم حس خیلی خوبی می دهد که اگر مدل دوربین، مدل دوربین کارگردانان دیگر و حتی خود روستایی در ابد و یک روز بود، این حس خوب را به ما نمی‌داد. دوم اینکه در نوع حمله پلیس به خانه‌ موادفروش، پیمان معادی بهترین بازی خود را انجام داده است.

– به طور کلی به نظرم شخصیت پیمان معادی در فیلم متری شیش و نیم کاملا شکل گرفته؛ و نکته مثبت ماجرا این است که روستایی در مقابلش یک شخصیت می‌سازد که به اندازه‌ شخصیت مثبت فیلم است. اگر بخواهم دقیق تر توضیح بدم، معادی آنقدر پلیس باورپذیر و درستی است که خیلی باورش میکنیم. به شدت جدی است و من در سینمای ایران چنین پلیسی را به یاد ندارم که قابل مقایسه با پلیس‌های سینمای دنیا باشد.

– خیلی از فیلمهای ما جوری‌اند که آدمها اصلا شغل ندارند ولی اینجا شغل کمک می‌کند تا شخصیت معادی را ساخته شود. به نظر می آید سعید روستایی در تجربیات خودش و در زندگی اش یک پلیس این چنینی را دیده که اینطور توانسته خوب آن را بسازد. البته که بازی معادی هم فوق العاده است.

– در مقابل این پلیس، روستایی و نوید محمدزاده که بازی‌اش در متری شیش و نیم برخلاف فیلم «ابد و یک روز» خیلی خوب است؛ یک گادفادر خلافکار و درست و حسابی خلق کرده‌اند که پا به پای پلیس می آید و این دو شخصیت خیر و شر داستان به شدت اندازه هم هستند. در نتیجه یک دوئل خوب شکل می گیرد.

– اولین نمایی که از نوید محمدزاده می‌بینم، قبل از اینکه خودش را ببینیم؛ از صحبت‌های داخل فیلم ساخته می‌شود. با این ساختن در غیبت شخصیت، آرام به سراغ او می‌رویم و فضای او را می‌بینم.

– اولین مواجهه این دو نفر با تضاد در زندان شروع می‌شود که معادی را بهتر میشناسیم که یک آدم اصولی است و به شدت روی اصول خود است و آرمان دارد. یک پلیس عقده ای بی سر و پای قلابی نیست!

– دعوای داخل ماشین بین خیر و شر داستان خیلی خوب است و اصلا کاریکاتوری نیست….در قسمت مربوط به کشتن بچه بازی نوید محمدزاده فوق العاده است!!اینجا می فهمیم گانگستر هولناک فیلم چه نقطه ضعفی دارد.

– شخصیت پردازی دو سر دوئل فیلم متری شیش و نیم به قدری چند وجهی و خوب انجام شده است که با استفاده از کدهای مختلف در سرتاسر فیلم ما متوجه می شویم که این دو شخصیت پلیس و خلافکار چه نقاط ضعف و قوتی دارند.

– با اینکه ۲۰ دقیقه آخر فیلم حذف شده؛ اما آنچه که روی پرده سینما می‌بینیم قابل دفاع است و به سعید روستایی تبریک می‌گویم.

– این فیلم به پلیسی میرسد که در شرایط سختی همچنان روی شرافت خود مانده است و سخت گیری هایش برای انسان‌های زورگو است. فیلمساز حد این شخصیت‌ها را نگه داشته است.

– قسمت صحنه آخر طولانی است؛ بخش مربوط به خانواده قاچاقچیِ فیلم باید خیلی کوتاه‌تر شود. روستایی سعی می‌کند نمایش را رویایی کند، اما همچنان به نظر من دکوپاژ صحنه آخر خیلی خوب از آب درنیامده چون حس ما همچنان با پلیس است، از آن صحنه لذت نمی‌بریم؛ و خوشبختانه انتهای داستان پلیس را می‌بینیم.

– یک نکته جالب درباره روایت فیلم این است که فیلم روایتش از ابتدا تا انتها به ترتیب لانگ، مدیوم و کلوز است؛ وقتی که ما به روایت کلوز میرسیم بخش های انتهایی فیلم است و چیزهای جدیدی از زندگی ناصر خاکسار(نوید محمد زاده) میبینیم.

– کاملا مشخص است که روستایی برای فیلم متری ۶٫۵ چقدر زحمت کشیده که پیشرفت کند. نوع روایت را یاد گرفته و اینجا کار با دوربین خیلی بلد است. دوربینش به شدت منضبط است، فضاساز است و معلوم است که نسبت به فیلم قبلی خودش یک قدم رو به جلوی فوق العاده برداشته است.

 

مسعود فراستی

5 دیدگاه‌ها

  1. ظاهرآ اگر فراستی این کلمات و اصطلاحات سینمایی را در ابراز فضل بلد نبود ، واقعآ چیزی برای گفتن داشت؟؟
    فیلم متری شیش و نیم, برگ زردی که برای سازندگانش پول و برای قهرمانش مجوز ویرانی غیر خودیست
    آنگاه که ستونهای هالیوود قرار بوده بلرزد و خاک گور امیل دورکهایم و ماکس وبر که همین حالا هم از حسادت بر خود میپیچد.
    پیش از نگاهی کوتاه به فیلم باید بگویم نگارنده ، مجازات اعدام را نه تنها حلال مشکلی نمیدانم بلکه در بسیاری موارد باعث تشدید خشونت و جرم نیز میدانم .

    انگاه که بدنبال کف زدن دیگرانیم ، بیشک دیر یا زود ،گرچه فربه و بالا بالاتر میرویم(مالی) ،اما هر آینه میشود میان آن دستها له شد ، میتوانیم بازی را ببریم ،اما بردن بازی به مفهوم ، توان فیلمسازی نیست ، همانگونه که شعار های ناصر خاکزادها توجیهی شاید برای فیلمساز باشد که قهرمان اوست (چه بخواهد چه نخواهد) اما نه برای شیش و نیم ها ، چرا که ما آنچه را دوست داریم درست میدانیم و نه آنچه درست است دوست میداریم ، همانگونکه فیلم الماس ۳۳ داریوش مهرجویی ،که روزی برایش کف زدند و امروز مایه شرمساری اوست.

    فیلم سینمایی متری شیش و نیم که میتوانست با متراژهای مختلفی نامگذاری شود بیشک از آن دسته فیلمهاییست که بدعتی نوین را یدک میکشد و آنهم دادن تراژدی از نوع نابودی قهرمان ساخته ذهن کارگردانیست که به دلیل نداشتن قهرمان ،ناخواسته بیننده را داغدار نه همه اعدامیان بلکه اعدام شده ای میکند که خود را قربانی فقر و تنگدستی خانواده خود میکند !! و یک تنه به نبرد با فقر و بی پولی میرود و فقط با دادن چند متر ونیم قربانی ناچیز !! به قهرمانانی تبدیل میشود که تنها بدلیل نداشتن تحمل دیدن (از نگاه سازنده) مشکلات خانواده و نزدیکانش که باید در خارج تحصیل کنند و خانه ۱۲۰۰متری در فلان جای شهر داشته باشند و دوست دخترش که با آن موهای بلوند زیبا حیف میشود در ماشینی زیر ۷۰۰میلیون رانندگی کنند و از همه مهمتر خودشان در آن منزل بالا بالای شهر و احتمالا چند صد متری ناقابل که تنها ۵یا ۶ دقیقه میکشد تا چندین پلیس، این بزرگوار را در استخر منزل مسکونی بیابند، ، ، چرا که( مگر انان گوسفندند که طویله ای در ته کوچه نیم متری داشته باشند و اگر کسی یا موتوری عبور میکند باید عقب عقب بروند تا یکی رد شود چرا که فضایی برای عبور دونفر در کنار هم نیست ) و تا آخرین لحظه زندگی بزرگوارانه اش به خاندانش وفادار میماند و با یاد آنها که بی او مجبورند دوباره به منجلاب فقر و کوچه نیم متری و خانه غیر قابل بازسازی و بازگشت به دانشگاههای …. داخلی ، از کانادا تشریف بیاورند داخل کشور ، حتی در آخرین لحظات زندگی ، پای طناب آویزان بگردن ، و با نگرانی از آینده آنان جهان فانی را ترک میفرمایند . سازنده فیلم خواسته یا ناخواسته بیننده را در برابر یک پارادوکس (تناقض) عجیب قرار میدهد از یکسو تماشاگر را با جماعتی غرق در اعتیاد و فلاکت که در لوله های بتونی فاضلاب در هم میلولند مثل … و از سویی دیگر یکی از مجریان این تلاشی و نابودی آنان را بدلیل نداشتن قهرمان در فیلم به تدریج مبدل به شخصیتی میکند ،که بدلایل متعددی که در فیلم و فیلمنامه بیان میکند در انجام کارهایش محق نشان میدهد و چه با احساس هم نشان میدهد ، که بهیچ عنوان با شخصی که دوست دختر بلوندش (ایزدیار) که با او بیش از یکی دوسال زیر یک سقف بوده و توصیفات رفتاری او همخوانی ندارد .اما فیلنامه آقای روستایی از او یک مصلح خانوادگی و اجتماعی میسازد که به سان یک جامعه شناس سخنور ، گهر افشانی میکند، آقای روستایی آسیبهای اجتماعی از قبیل اعتیاد را بجای ریشه یابی هرچند محدود و در سطح یک فیلم سینمایی را با کمال تاسف از زبان کسی بیان میکند که بقول خودش در نامگذاری فیلم یکی از کسانیست که لااقل بعنوان مجری ، میلیونها انسان را معتاد و خوانواده آنان را به منجلاب فساد و تباهی کشانده ، و این سردرگمی در پردازش فیلم و شاید از ترس و البته نظام باورهای شخصیش که قطعا بسیاری را فقط مجری میدانند و ممیزی های گوناگون او را به داوری نگارنده در شرایطی قرار داده که آنقدر در فیلنامه خود گم میشود که نه جای دوغ را مشخص میکند نه دوشابه را و آنچنان ، در بالا بلندای نویسندگی و فیلنامه عقب ،عقب میرود که از سوی دیگر بلندی سقوط میکند.

    فیلم سینمایی متری شیش و نیم به کارگردانی و فیلمنامه سعید روستایی و تهیه کنندگی سید جمال ساداتی ساخته ۱۳۹۷ است که در همان سال در جشنواره فجر نیز برنده سیمرغ بهترین فیلم ازنگاه تماشاگران شد ، که البته بخاطر موضوع اعتیاد و نمایش زندگی معتادین به سبکی نظیر فیلمهای مستند یا لایو(زنده) مورد پسند واقع شدنش از سوی تماشاگر بی دلیل و بی ربط نیست .
    فیلم روایتگر تلاش ماموران پلیس اداره مبارزه با مواد مخدر است که بدنبال یکی از فروشندگان نسبتآ بزرگ مواد مخدر هستند فیلم تقریبا تا قبل از دستگیری ناصر (نوید محمدزاده ) با آنکه کمی تا قسمتی ابری پیش میروید اما قابل تحمل تر مینماید، و علارقم چند حرکت خاص که در فیلمهای ایرانی بسیار عادی شده نظیر صحنه دیدن سایه مواد فروش توسط مآمور پلیس و بدنبال او دویدن مآمور به (میهمانی)!! آمده ، جالب آنکه آقا پلیس آقای سعید روستایی ما انگار به مجلس خواستگاری دعوت شده یا میرفته که حتی یک سوت!! و نه هیچ سلاح سرد و گرمی به همراه ندارد و نه ایست دادنی در کار است و نه کلامی و البته نباید هم باشد چرا که به این سکانس در ادامه فیلم و برای صحنه ای بنجل تر از این در اواسط فیلم نیاز دارد آنقدر گرگم به هوای روستایی ادامه میابد تا انکه آقا دزده یا مواد فروش جنس را پرت میکند و خودش با پریدن در گودال، گودبرداری ساختمانی زنده به گور میشود . پس از آن شروع میشود یک به یک دستگیری و لو دادن مواد فروشان توسط همدیگر ، کارگردان برای تنوع بخشیدن به داستان خودش یکبار جناب سرگرد ما را یعنی آقا صمد (پیمان معادی)را سرپیکو میکند ، و کمی جلوتر همکار اورا بر علیه خود صمد ،سرپیکو میکند (سرپیکو فیلمی است ساخته سیدنی لومت با بازی کم نظیر ال پاچینو که در سال ۱۹۷۳ اکران شده و نابودی اخلاقی و رشوه خواری پلیس آمریکا را نشان میدهد ) ، البته سرپیکوی روستایی با لومت تفاوت های فراوان دارد که نکته بارز آن مصلحت اندیش نبودن او بود ، فیلم که میتوانست علارقم کاستیهایش فیلمی نسبتا قابل تحمل از آب در بیاید ، اما با نمایش قسمتهای مختلف از قبیل مواردی که ذکر مینمایم خود را تبدیل کرده به فیلمی که بسیار ناشیانه ومصنوعی و در برخی جاها کمدی بنظر میرسد ، نگاه کنیم به صحنه دادو بیداد صمد و همکارش و باز بودن درب سلول و بیرون آمدن آنها و نگاه کردن زندانیها به این دو نفر و بعد مثل آقا پسرهای حرف گوش کن ، و برگشتن به داخل سلول ، چقدر موضوع ها، خانوادگی و راحت حل میشود !! ، اما هم اینان در پلانی دیگر با باز کردن درهای سلولها به هر دلیلی آنچنان حمله میکنند که آقا ناصر را چیزی نیست له کنند ، نگاه کنید به صحنه انبار کردن موبایل توسط زندانی که با داستان مضحکش که گاهی میاید در حبس و میرود تا دوزار کاسبی کند ، جناب کارگردان احتمالا این بدبخت های معتاد را با سلول های بابک زنجانیها اشتباه گرفته ، بگذریم باطری گوشی چگونه شارژ میشود که حتما اگر کشف جدیدی توسط صاحب گوشی صورت گرفته باید بازتاب جهانی یابد که در انباری او ، بگذریم از سایز انباری ،چگونه الکتریسیته نیز برای شارژ موجود است ، اگه رابطی در زندان است، چه نیازی به انبار و بوی دلنواز آن دارد ،نگاه کنید به لحظه گفتار ناصر در برابر قاضی در مورد وزن مواد ،( که انصافآ نظیر آن در فیلمهای بالیوود البته از نوع درپیتی آن هم کم نظیر است) و جناب قاضی مثل برق دستور بازداشت جناب سرگرد ما را بدلیل گفته های ناصر !! میدهد ، بعد بلافاصله فیلم وزن کشی مواد که سه روز طول میکشه دست قاضی برسه با یه تلفن فوری آنهم با دادن کفش جناب صمد خان ،در اختیار قاضی محترم قرار میگیره و دسبند آقا سرگرده باز میشه ، نگاه کنید به عربده کشی ناصر و هارت و پورت هایش در سلول که با شعار و نصیحت فورآ پایان میابد، آقای روستایی میدانی اون تو چه خبر است یا فقط میسازی؟ اگر نمیدانی چه خبر است چطور یهویی آقا صمد که رئیس هم شده اند ، تحولی عظیم را نشان میدهند و تا دو روز قبل دنبال ناصرها بود اما بلطف فیلمنامه نویس تکامل فکری روانی پیدا میکند و پس از اعدام ها و تحول پیش آمده ، تازه یاد دانه درشتها میافتند و استعفا میدهد ، همین کار باعث حذف این قسمت از فیلم میشود ، پس میدونی چه خبره اما فقط بساز ، در فیلم ابد و یک روز هم بازیگر مورد علاقه تان عربده میکشید و براحتی کلاه افغانی ها رو برداشتن و همانها که امروز باعث جایزتان شدند، آنروز هم برایتان کف زدند که البته دلیلش را باید خودشان بگویند ، امااا ، نگاه کنید به اشکهای آقای قهرمان کارگردان فیلم و شبهه کمدی ،شایعه نشه من بچه کشم ، وبه همین خاطر رضا ژاپنی لو میرود ، نگاه کنید به صحنه رفتن بیرون شهر و آدرس آشپزخانه رضا ژاپنی و ماشینهای پلیس که با آقای رئیس کل هم میروند به آشپزخانه اما یکی از وحید برادر ناصر سؤال نمیکنه اونجا چه غلطی میکند ، حتی اگر ندانند او کیست در جاده ای پرت کسی نمیگوید او آنجا چه میکند،( ظاهرآ در اینجا همه چیز مثل فیلمهای کارتون شدنیست) ، نگاه کنید به تلفنچی تو سلول که به زندانیهای معتاد که شپش هم ته جیبشان سه قاپ نمیریزه میگه سیگار نخی ۴۰ هزار و و و و ، بله از این دست شاهکارها در فیلمهای ایرانی زیاد است وقتی همه را کنار هم بگذاریم چه بی بدیلی از آب در میاید و از همه جالبتر اینکه متری شیش و نیم یکی از گزینه های انتخاب فیلم برای اسکار۲۰۲۰ بوده ،مدتیست که بعد از زدن و بردن اسکار توسط فرهادی خبری از فیلمهای ایرانی در اسکار نیست اما تا سرو کله عزیزان معتاد و اعدام چند نفری ، پیدا میشه مهم اینکه هالیوود دوباره رودست بخوره و بخاطر مساله مثلا حقوق بشر و وضع معتادان و ….. یه چیزی به نام جایزه به این فیلم بدهند . که البته آنها نیز ظاهرا زرنگتر از این حرفها شده اند و دم لای تله نمیدهند . به هر رو ظاهرآ مشخص نشده ، مستند درجستجوی فریده یا قصر شیرین و بالاخره کدام فیلم این مسیر را خواهد پیمود ، یا حداقل بنده اطلاع از این انتخاب ندارم ، البته فرق چندانی هم نمیکند دانستن و ندانستنش ،چرا که باز در آخرین لحظات (اساتید ) ممکن است تغییر نظر دهند . وقتی با یک زنگ با گوشی انباری سرنوشت افسر مواد مخدر عوض میشود ، این تغییر فیلم که چیز مهمی نیست.ذکر مصیبتی کنم از بازیها که الارقم بازی خوب پیمان معادیخواه در بیشتر فیلمهایش و حتی در فیلم ابد و یک روز اینجا بازی دلچسبی ارائه نمیشود ، قهرمان عربده کش فیلم که داشت تو استخر خودشو میکشت ،و باز به لطف فیلمنامه ، قهرمان مبارزه با فقر و دلسوز خانواده ،(روستایی جواب نمیدهد کسی که براحتی ده ، یازده ورق قرص احتمالا روان گردان میخورد تا خود را خلاص کند ،چگونه این همه زور میزند تا آزاد شود و زنده بماند) میشود به سان همیشه فقط داد و فریاد ،همین و همین ،البته تنها در یک صحنه نسبتا خوب ظاهر میشود انهم ،در اواخر فیلم که ابراز علاقه میفرمایند به بانوی بلوند فیلم که البته بلا فاصله همان میشود که بود ،در این فیلم تنها ، پسر بچه ایکه میخواهد به جای پدر مهربانش!! به زندان برود علارقم نقش کوتاهش بسیار زیبا بازی میکند ، قابل توجه کسانیکه ادعای بازیگری دارند چه زن چه مرد در (سینمای) ایران ،بد نیست کمی به بازیهای هرچند کوتاه این نوجوان نگاه کنید . در انتها در مجموع فیلم را همانگونه که گفتم میتوان به دو قسمت تقسم کرد ،ایکاش که کارگردان جوان ما قسمت اول را کامل میکرد و بجای فیلم ۱۳۰ دقیقه ای ۹۰ دقیقه میساخت اما درست میساخت ،تا شاهکار سیمرغی ، اسکاری بعدی .
    سامان سامانی

  2. دمتگرم آقای سامان سامانی یعنی بیست نقد کردی این فیلم که واقعا مزخرف بود من فقط ناراحتی ام از مردم ماست که چقدر اینا سطح سواد سینمایی شون پائین اومده آخه چطور میشه به این گفت فیلم سینمایی بخدا خیلی برام جای تاسف داره از نگاه مردم ما به سینما متاسفانه سالهاست سینمای ما یک سینمای پوچ و تهی و گاها مبتذل شده نمیدونم چی بگم فقط خدا کنه مردم ما کمی با سینمای جهان و فیلم شناسی آشنا بشن

  3. آقای سامان سامانی هم همچون فراستی به نظر میرسد بسیار ایده آل ایست و از خود متشکر هستید و با ذکر چند سوتی در فیلم سواد خود را به رخ میکشید .کارگردانانی که نام میبرید و دوست دارید همگی راه خود را میروند و این موضوع ارتباطی با شما ندارد که چون باقی منتقدان همچون فراستی فقط از آنها نام میبرید و اگر چنین هست من هم منتقد خوبی هستم.

  4. همه بدن توخوب. جمع کن خودتو اگر ارباب حلقه هاروهم جلوی شمابذارن بازایرادمیگیری. ایرادگرفتن دیگه جایی برای مطرح شدن نداره مثل کسایی که ازآلبوم قماربازچاوشی ایرادگرفتن. روزخوش

  5. فیلم بسیار جذاب و خوش ساخت و مفید و دارای پیام های روشنی بود. از بسیاری از فیلم های سینمایی و حتی از همه ساخته های اصغر فرهادی هم بهتر بود.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید