نقد فیلم شبی که ماه کامل شد

اخبار هنری : شبی که ماه کامل شد چهارمین ساخته نرگس آبیار پس از فیلمهای  “اشیا از آنچه در آینه می بینید به شما نزدیکترند” ، ” شیار ۱۴۳″ و “نفس”  دارای  موضوعی پر التهاب  ومتفاوت و ساختاری  نفس گیر و ماجراجویانه  است و  در مقیاس فیلمهای پر کار و پر هزینه قرار می گیرد. این فیلم که موفق به دریافت ۶ جایزه از جشنواره فیلم فجر در رشته های  بهترین فیلم ، بهترین کار گردانی ، بهترین بازیگر مرد نقش اول ، بهترین بازیگر زن نقش اول ، بهترین بازیگر زن نقش مکمل زن و بهترین طراحی صحنه شد با حواشی نیز مواجه بود. هم جهت بودن موضوع فیلم با نظرهای رسمی حکومت مبنی بر  مبازره با  اسلام تندرو و وهابیسم ، و شرایط ملتهب منطقه خاور میانه ،کارگردان را در مضان اتهام دریافت سفارش فیلم از نهادهای خاص قرار میداد. این فیلم توسط شوهر ایشان آقای محمد حسین قاسمی تهیه شده است.

نرگس آبیار که کار خود را با نوشتن رمان شروع و سپس به فیلم سازی روی آورد، برداشت خود را از وقایع تاریخ معاصر و فعالیتهای تروریستی  سرکرده  گروه مسلح جند الله  از زاویه دید همسر برادر  او یعنی فائزه ( الناز شاکر دوست) روایت می کند. فیلم با عشق پر شور ولی کم عمق عبدالحمید ریگی ( هوتن شکیبا)  به فائزه آغاز میشود . جمله عامیانه و سطح پایین عبدالحمید به فائزه که می گوید ” چشات سگ داره ” و حتی وقتی فائزه از او معنی این جمله را می پرسد او به درستی معنی آنرا را نمیداند  و یا خرید عروسکی آواز خوان  که  نشانه بی اراده گی اوست تاکیدی بر عشق کم عمق و تب آلود حمید به فائزه است. کارگردان در قسمت اول فیلم در ایجاد فضای تب آلود عشق دو جوان خام  بدرستی  فضا سازی میکند و عناصر ضمنی و غیر متنی را در این عشق بد فرجام  بدون ذوق زده گی در فیلم می گنجاند. استفاده از آینه ، رنگ قرمز ، حضور دخترک کور در کنار دو عاشق  و عروسک آوازه خوان که دوباره آنرا در پایان فیلم  می بینیم همه از این عناصر هستند. بازی بازیگران این دو شخصیت هر دو در حد بسیار خوبی است ولی شخصیت پردازی عبدالحمید  به درستی کامل نشده است و بیننده در جریان فیلم چرایی تبدیل عبدالحمید از یک عاشق دل نازک به سمپات برادر تروریستش را بخوبی در نمی یابد. فائزه به عنوان دختری که با حیرت عشق عاشق را ذره ذره در وجود خود احساس می کند بخوبی در چشمان متعجب الناز شاکر دوست انعکاس می یابد.

از مراسم خواستگاری به بعد کم کم التهاب داستان و وجود نیروی شر بخوبی  در داستان رخنه میکند. گریم سنگین و بازی عجیب فرشته صدر عرفایی ، خوابیدن برادران عبدالحمید در حیات منزل عروس که از زاویه بالا به نمایش در می آید . با این تمهیدات اتمسفر زندگی این زوج  تحت تاثیر فرد غایبی به نام عبدالمجید / عبدالمالک قرار می گیرد .

عبدالمجید/ عبدالمالک که بیشترین تاثیر را در زندگی زوج جوان دارد ، بسیار کم ولی نه کم رنگ در فیلم حضور دارد. بدین معنا که فیلمساز به درستی برای جلوگیری از شعار زده گی و حفظ شخصیت سازی مناسب  او  که سویه منفی  درام را نمایندگی می کند و  در چنین فیلمهایی نوعی تعلیق به حساب می آید  حضور او را بصورت سوم شخص غایب وارد داستان میکند و به اصطلاح فوتبال دوستان بازی بدون توپ را برای او در نظر گرفته و  بازی بدون توپ او بسیار خوب از کار درآمده است. گنجاندن صحنه هایی از جنایات او و ارتباط او با عوامل سرویس های جاسوسی کشورهای متخاصم میتوانست یک تیپ از او بسازد ولی فیلمساز با یک ترفند ساده و سازنده یعنی نمایش انعکاس جنایات گروه جندالله در چشمان گریان فائزه که سی دی آنرا از عبدالحمید گرفته است،  به خوبی از این دام خارج میشود و هم به نحوی نفرت ما را از او با معامله ای که او با برادر فائزه / شهاب  انجام می دهد به اوج می رساند. این ترفند عبدالمجید را نه یک مسلمان ، که یک خشک مغز ماکیاولیست نشان میدهد.

شهاب ، برادر فائزه ، نماینده جوانان بلند پرواز امروزی است که بدون رنج ، گنج مقصود را جستجو می کنند و شخص شهاب بخصوص با تصمیمات خود به مخمصه بدی دچار میشود. سکانسهای  مربوط به شهاب از لحاظ اجرا، مدت زمان و جایگیری در داستان نیز به اندازه و مفید است  و تنها مورد اشکال آن  نحوه خبر دار شدن مادر فائزه از سرانجام او در پخش شبکه ماهواره ای است که خود عبدالمالک  ساعت پخش آنرا با تلفن به مادر شهاب اعلام میکند که از منطق به دور است.

مادر عبدالحمید در فیلم نقش ویژه ای دارد. فائزه در عشق  خود از ابتدا تردید ندارد . عاشق به او می گوید که جایش درقلب اوست  و کتابی را نشانش میدهد که میگوید در شبی که ماه کامل می شود او هر که را دوست داشته باشد خوشحال میکند. این علامتهای شخصیت  وابسته است. اختلال شخصیت وابسته  در علم روانشناسی اختلالی است که در آن شخص وابسته ترس از جدایی و نا خشنودی معشوق دارد. این تعریف و تحلیل ویژه گی مثبت شخصیت  مادر/غمناز  را نه تقویت که تضعیف می کند، چرا که مادر نه روانشناس است که بداند فرزندش دارای اختلال وابستگی است و نه خود چنین تجربه ای از سر گذرانده است  چرا که شوهر و برادر او افراد خوب و مثبتی هستند و سرکشی یکی از فرزندانش قابل تعمیم به همه فرزندان بخصوص عبدالحمید نیست . هشدارهای مادر و شکستن دیواربلند سکوت او  در جهت کمک به فائزه و  فراری دادن فائزه از دست شوهر و برادر شوهر تناقضی  در شخصیت مادر/ غمناز است ولی به هر حال منکر بازی زیبای بازیگر این نقش نمی توان شد.

عشق فائئزه  رفته رفته بعد از مدتی به نفرت از شوهر  و عشق به فرزند متحول میشود و در شبی که ماه کامل شد ،  قربانی سهل گیری خود در انتخاب  می شود. اما افسوس که عشق اینبار نجات بخش نبود.

محمدرضا محلوجی راد

2 دیدگاه‌ها

  1. به شخصه وقتی از مضمون فیلم آگاه شدم که الناز شاکردوست را در زمان اعلام نتایج در اختتامیه جیغ زنان در آغوش زنی دیدم که گفتند مادر واقعی قصه ای تلخ است . نشنیده بودم .. ناباورانه در فضای نمجازی جستجو کردم و داستان آنقدر برام تلخ و تنفر برانگیز{ آنهم در خطه ی غیور بلوچستان }بود که حتی از دیدن آنونس آن طفره رفتم . عبدالمجید ریگی انسانی تهی مغز و تهی شخصیت که خودشیفتگی اش را در سخنان و کردارش میشد به خوبی دید . خیلی زود باد شد و خیلی زود به عاقبت زشتکاری هایش رسید. از اثرات مخرب کارهایش ایجاد فضایی شد که در آن دختران ایرانشهری مورد تجاوز اوباش مسلح شده قرار گرفتند .

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید