وقتی زنده ای را قدر ندانند،مرده اش در قطعه هنرمندان در عذاب خواهد بود!

زندگی،بالا و پایین دارد و هیچ کسی نیز تا ابد زندگی نکرده و نخواهد کرد.این جبر روزگار است و تاکید تقدیر.
حیات آدمیان مانند یکدیگر نیست،عده ای در ناز و نعمت غلت می زنند،گروهی دیگر در فقر و نکبت دست و پا!این را به عنوان تقدیر نپذیرفته و نخواهم پذیرفت.قائل به تناسخ نیز نبوده و نیستم.
اعتقاد داشته و دارم که حیات انسان ها به یکدیگر وابسته است،نه غنی از فقیر بی نیاز است و نه فقیر از غنی.آنانی که به ثروت های کلان رسیده و بر کاخ های قدرت تکیه زده اند،تمام مال و منال شان حاصل دسترنج و خون دل خوردن افرادی است که آه در بساط نداشته و ندارند تا با ناله سودا کنند.
کسانی نیز یافت شده و می شوند که دست اقشار ضعیف را گرفته و از جای بلند کنند تا فقر،بیش از پیش زمینگیرشان نکند،اما تعدادشان بسیار کم است و امروزه به حداقل رسیده و نسل چنین افرادی در حال انقراض کامل است.
تناسبی بین اغنیا و فقرا وجود ندارد،در حالی که لازم و ملزوم یکدیگر هستند.کدام اربابی را سراغ دارید که بدون زحمت رعیت به مال و مکنت رسیده باشد؟کدام کارخانه داری را می شناسید که حاصل عرق و خون کارگر را به جیب نزده باشد؟کدام برج سازی را به چشم دیده یا به گوش شنیده اید که بدون رنج عمله جماعت،برج ها را به آسمان رسانده و حساب های بانکی اش را پر نکرده باشد؟اگر ذره ای انصاف،انسان دوستی، مروت، مردانگی، وجدان،عاطفه،رحم و…در وجود اربابان و ثروتمندان وجود داشت،هرگز شاهد این فاصله طبقاتی بین اغنیا و فقرا نبودیم.
خداوند در قرآن کریم آورده است که ثروت را به اغنیا امانت داده ایم که به فقرا کمک کنند و دستگیر مردم باشند.اگر فرد متمکنی چنین نکرد،آیا خیانت در امانت نکرده است؟!عده ای معدود و خداباور بوده و هستند که بخشی از ثروت خویش را خرج مستمندان کرده و در کارهای خیر و خداپسندانه پیش قدم هستند،اما تعدادشان روز به روز کمتر و کمتر می شود.اکثر این افراد خیر،تمام تلاش شان این بوده و هست که در خفا و با حفظ آبروی فرد گرفتار به او کمک کنند،زیرا هم عملی است انسانی و هم خواسته خداوند رحیم.
عده ای نیز وجود دارند که برای کسب شهرت و بردن لذت،وقتی می خواهند اندک کمکی به فرد مریض و گرفتاری کنند،آنچنان سر و صدا راه انداخته و کمک اندک خود را در بوق و کرنا می کنند که فرد فقیر از شرم،سر بر زمین می گذارد و می میرد یا ترک دیار کرده و سر به بیابان می گذارد.
گروهی نیز مانند مار روی گنجی که با تلاش و رنج فقرا به دست آورده اند،چنان چمبره زده اند که حتی مرگ نیز نتوانسته و نمی تواند آنان را از معبودشان جدا کند!
اکثر افراد مرفه و متمکن،مبتلا به ابتلاع هستند و سیرناشدنی هستند.این افراد بیمارند،بیماری که نه تنها به دیگران،بلکه به خود نیز آسیب رسانده و می رسانند.
عرصه هنر بخشی از جامعه است که در آن نیز افراد غنی و فقیر بسیاری یافت می شود.عده ای از هنرمندان خواسته یا ناخواسته دچار فقر و گرفتاری شده و می شوند،گروهی نیز با تلاش یا بی تلاش صاحب ثروتی عظیم.اینجا نیز باید به نوعی توازن باشد که متاسفانه وجود ندارد.
آنانی که هنر را می شناسند و فهم درستی از آن دارند،دانسته و می دانند،بزرگ ترین هنر، هنر انسان دوستی و کمک به همنوع است.برای همین بخشی از آنچه دارند را در اختیار هنرمندان ضعیف یا مردم فقیر می گذارند تا همه از زندگی لذت ببرند.در این عرصه نیز وجود دارند افرادی که به ثروت و مکنت رسیده اند،اما اهل چمبره بستن هستند و حتی یک قطره آب از دست شان نمی چکد که مبادا هنرمند گرفتار یا فرد فقیری از آن استفاده کند! تابلوهایی با قیمت های میلیاردی مدام دست به دست می شوند،اما ریالی از آنها به دست هنرمندان کم درآمد یا فقیر نمی رسد!در سینمای ایران میلیاردها میلیارد جابجا شده و حساب بانکی برخی از تهیه کنندگان،بازیگران و کارگردانان توسط متخصصان فن به سختی و با صرف وقت زیاد محاسبه می شود،اما برای کمک به سینماگران گرفتار،ندار و بیمار،حاضر نیستند حتی سکه ای از حساب شان کسر شود!اگر هم هوس کمک به سرشان زد،عطش دارند کمک خود را در صور اسرافیل بدمند تا عالم و آدم متوجه شوند!دوست دارند عکس افرادی را که به آنان کمک اندکی کرده اند،مانند آگهی های فوت روی در و دیوار نصب کنند تا هم خود به لذت رسیده و شهرت طلبی کنند،هم آبروی آن بیچاره را روی زمین ریخته و در کوچه و بازار رسوای خاص و عامش کنند!آیا کسی که واقعا قصد کمک دارد،دنبال نام فرد گرفتار می گردد؟!هرگز.کمک باید بی منت باشد و در خفا.گرفتاران واقعی و اصیل هرگز نتوانسته و نمی توانند خواسته خود را جایی مطرح کنند،مگر به ریش سفیدی مطمئن.
وقتی زنده ای را در زمان حیات قدر ندانند،مرده اش در قطعه هنرمندان نیز در عذاب خواهد بود!

 

سیدرضااورنگ

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید