سر کچل، دردسر جدید سینمای ایران!

اخبار هنری:

ملانصرالدین:سینمای ایران مدت هاست که در باتلاق مشکلات و دردسرها دست و پا زده و هر روز بیشتر در گل و لای معضلات فرو می رود.
روزی نیست که منتظر شنیدن دردسر و مشکل تازه ای در سینمای بی در و پیکر ایران نباشیم.
اخیرا دردسر جدیدی به دامان سینما افتاده و آن را چنگ می زند،دردسر سر کچل!
من نیز مانند شما از شنیدن این خبر یکه خوردم،زیرا منتظر شنیدن هولناک ترین یا خنده دارترین اخبار در عرصه سینما بودم،جز دردسر آفرینی سر یا سرهای کچل!
سر کچل معمولا مورد تمسخر قرار گرفته و می گیرد، ولی به جز صاحب سر برای کس دیگری دردسر ساز نیست.
هر روز و هر لحظه سر مردهای کچل به چشم مان می خورد،حتی در آینه شخصی!اما کمتر پیش آمده یا می آید زنی را در کوچه و خیابان با سر کچل ببینیم،آن هم بی لچک!
تنها جایی که افتخار دیدن سر کچل بانوان را داشته ایم در فیلم های خارجی بوده است.
در برخی از فیلم های ایرانی هم برای مدت کوتاهی سر کچل خانم ها به چشم مان خورده است،اما اینکه در فیلمی سر کچل یک زن بیش از شصت دقیقه به تماشا گذاشته شود،در تاریخ سینمای ایران دیده نشده،به خصوص پس از انقلاب!
بنده حقیر شخصا این فیلم را ندیده ام،فقط به عکس آن بانوی کچل یک نظر حلال انداخته ام .
هر تهیه کننده،کارگردان یا هر سینماگر ریز و درشتی که در ایران کار کرده این موضوع را می داند که نشان دادن برخی از چیزها یا گفتن حرف های آنچنانی در سینمای پس از انقلاب ایران مجاز نیست،مگر اینکه مراجع ذی صلاح اجازه آن را بدهند. این تهیه کننده و کارگردان که سر کچل بی لچک یک زن را در فیلم جدیدش به معرض تماشا گذاشته، سابقه کار طولانی با افراد به اصطلاح ارزشی را هم در کارنامه خویش دارد و به خوبی با محدودیت ها در سینمای ایران آشناست.اگر برای نشان دادن سر کچل یک زن مجوز دارد که حرجی بر او نیست و نباید در دادن پروانه نمایش به فیلم او تعلل کنند.
اگر مجوز نگرفته باشد جای سوال دارد.
آیا در فیلمنامه ای که به سرمایه گذار و سازمان سینمایی تحویل داده، نمایش بیش از شصت دقیقه ای سر کچل یک زن آمده یا خیر؟اگر آمده که مشکلی نیست،اما اگر نیامده و تهیه کننده به دلخواه آن را افزوده باید پاسخگو باشد که چرا بدون اجازه سرمایه گذار و سازمان سینمایی دست به این تغییر زده است؟این فرد هرچند در کارگردانی سابقه ای نسبتا طولانی دارد،اما در عرصه تهیه کنندگی کارنامه خاصی ندارد.همین بی تجربگی باعث شد در میانه فیلم دچار کمبود مالی شود،زیرا طبق برآورد و برنامه پیش نرفته و یا مسئله دیگری در بین بوده.
ای کاش این تهیه کننده با همکاران با تجربه اش مشورت می کرد تا خودش و فیلم دچار مشکل نشوند.اولین خسارت این بود که از جشنواره فیلم فجر به خاطر نداشتن پروانه نمایش بازماند.به نظر مشکل حاد این فیلم با تعدیل رفع نشده و رنگ پرده را به خود نخواهد دید که خسارت آن غیر قابل جبران است.میلیاردها تومان پول بی زبان خرج شده و گروهی از سینماگران برای ساخت این فیلم زحمت کشیده اند که همه زحمات به خاطر یک ندانم کاری و بی تجربگی به هدر رفته است.
اگر سرمایه گذار از این فیلم رضایت دارد که خودش جوابگوست، اگر از تغییر صورت گرفته بی اطلاع بوده و رضایت ندارد،تهیه کننده باید سرمایه گذار را راضی کند،زیرا امانت نگه دار او بوده است.
این تهیه کننده تازه کار و کارگردان با سابقه باید این را بداند که با جار و جنجال رسانه ای نمی تواند حرف خود را به کرسی نشانده و مسوولان سازمان سینمایی را وادار به عقب نشینی کند.
سرمایه گذار این فیلم نیز باید مشاورانش را به خط کرده و آنان را بازخواست کند به خاطر به وجود آمدن این دردسر.به نظر، ایشان به مشاوران کاربلدتر و دلسوزتری نیاز دارد تا سرمایه اش بیش از این بر باد نرود.
سیدرضا اورنگ

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید