نجف دریابندری خاطره انگیز هم خاطره شد

اخبار هنری : هنرمندان و نویسندگان، با قدرت هنر و نوشتن در خاطرها مانده و خاطره انگیز شده و می شوند.از میان این جمع برخی خاطره انگیزتر هستند، زیرا نام و آثارشان خاطرات خوبی را برای آدمیان تداعی می کند.
نویسندگان برای خود دنیایی دارند که مخاطبان شان را نیز با خود وارد آنجا کرده و لحظات خوبی را برای شان پدید می آورند.تخیل نویسندگان،مخیله انسان ها را فعال کرده تا با بال خیال در آن به پرواز درآیند.
زنده یاد نجف دریابندری،نویسنده و مترجم نامی ایران یکی از این نویسندگان بود که با ترجمه و نوشته های خودش،خاطرات بسیاری را برای مخاطبان و اهل ادب ساخت و ماندگار کرد.این مترجم دانشمند با ترجمه کتاب های دوست داشتنی، بسیاری را جذب کتابخوانی کرد و با کتاب مانوس. جمع زیادی از علاقه مندان کتاب،به خصوص نوجوانان و جوانان با کتاب جذاب و خواندنی «هاکلبری فین» نوشته مارک تواین آشنا هستند، این کتاب بخش مهمی از جذابیت خود در ایران را مدیون ترجمه شیوا و هنرمندانه دریابندری است.یک کتاب هرچقدر هم که جذاب و حرفه ای نوشته شده باشد،در کشورهای دیگر بدون ترجمه ای خوب موفق نخواهد بود. کتابهای بسیاری از زبان های مختلف در کشور ترجمه شده اند،اما به دلیل ترجمه های غیر حرفه ای نتوانسته اند نظر مخاطبان را به خود جلب کنند.
امروز نسل جدید مترجمان با امکانات فراوان مشغول به کار هستند،اما همچنان معیار ترجمه خوب،مترجمان نسل قدیم هستند،زیرا آنان نه تنها با آن زبان بیگانه آشنایی کامل داشتند،بلکه خود نویسندگانی توانا بودند که روح اثر را درک کرده و در ترجمه های شان آن را به مخاطب انتقال می دادند.
ترجمه کتاب بی نظیر و اعجاز برانگیز «پیامبر و دیوانه» نوشته عارف دوران جبران خلیل جبران توسط نجف دریابندری،بسیاری از علاقه مندان به ادبیات را با این نویسنده نقاش،فیلسوف،هنرمند و عاشق آشنا کرده و به حلقه مریدانش درآورد.ترجمه نویسندگان خاصی مانند جبران خلیل جبران کار هرکسی نبوده و نیست،زیرا نکاتی دارد که با ترجمه نعل به نعل نمی توان آنها را کشف و به علاقه مندان منتقل کرد.
«پیرمرد و دریا» اثر جذاب ارنست همینگوی بزرگ نیز با ترجمه این مترجم دانشمند ایرانی خواندنی تر شد و بسیاری را به دل قصه برد تا از آن لذت برده و بیاموزند.
نجف دریابندری،نامی است که در عرصه ادبیات و ترجمه ایران ماندگار مانده و فراموش نخواهد شد،زیرا یادگارهایی از خود به جای گذارده که همواره پیش چشم مردم خواهد بود.
مرگ سراغ همگان آمده و می آید،نه گزیری از آن هست و نه راه گریزی دارد،اما فوت بزرگان علم و ادب در خلقت شکافی به وجود می آورند که پر کردنی نبوده و نخواهد بود.همان گونه که ایران مانند فردوسی را دیگر به چشم خود ندید،مانند نجف دریابندری را نیز به خود نخواهد دید.
هرچه از این بزرگان بنویسیم و بگوییم،کم نوشته و گفته ایم،شاید هم زبان و قلم مان قاصر هستند تا بیش از این بگوییم و بنویسیم.این بزرگان هرگز نخواستند و نمی خواهند از آنان بگوییم و بنویسیم،اما وظیفه داریم که نام شان را بلند فریاد زده و با قلم زرنگار بنگاریم.متاسفانه دنیای امروز و نسلی که مالک آن است،بیشتر جذب زرق و برق و ظاهر است و به باطن توجهی از خود نشان نمی دهد.
رسانه ها نیز به جای اینکه بیشتر از امثال نجف دریابندری بنویسند،از کسانی می نویسند که در عرصه هنر و ادب،نه هنری برای نشان دادن دارند ، نه حرفی برای گفتن و نه واژه ای برای نوشتن!به همین دلیل است که مردم دیگر مانند گذشته جذب مطبوعات نشده و آنها یکی یکی ورشکست شده و دکه خبرپراکنی خود را گل می گیرند!
نمی دانیم چگونه و با چه زبانی فریاد بزنیم و با چه کلامی بنویسیم که هنر،فرهنگ و ادب ایران زمین دارد رو به فراموشی می رود؟!مقصر اصلی نیز متولیان اشاعه آن ،یعنی وزارت ارشاد،وزارت فرهنگ و علوم،صداوسیما،سینما،تئاتر و… هستند.همه آنها به جای تقویت و اشاعه هنر،فرهنگ و ادب ایران، به بهانه نوگرایی درصدد نابودی شان هستند.
گویی این واقعیت را نمی دانند که برای نوگرایی باید عقبه ای محکم و غنی داشت.
در انتها یادی می شود از فهیمه راستکار، همسر ، یار و همکار هنرمند نجف دریابندری که با کمک یکدیگر «کتاب مستطاب آشپزی، از سیر تا پیاز» را در فن آشپزی نوشتند که در بین مخاطبان جایگاه خاصی پیدا کرده است.
خداوند رحمان، نجف دریابندری، فهیمه راستکار و دیگر هنرمندان و ادبای ایران زمین را بیامرزد.

سیدرضا اورنگ

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید